الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي ( مترجم : حسينعلى عربى )

176

موسوعة التاريخ الإسلامي ( تاريخ تحقيقى اسلام ) ( فارسي )

همان وارد بهشت شود و خداوند نيز دعاى مرا اجابت كرد . و امّا علّت ورود من به قبر او اين بوده است كه روزى به وى گفتم : هنگامى كه ميّت را در قبر مىگذارند و مردم به دنبال كار خويش مىروند ، دو فرشته بر ميت وارد مىشوند و لذا از او سؤال‌هايى مىكنند . در اين حالت او فرياد زد : پناه بر خدا ؛ لذا به داخل قبرش رفتم و از خداى متعال درخواست كردم تا اين كه خداوند باغى از باغ‌هاى بهشت را بر قبر وى گشود و قبر وى يكى از باغ‌هاى بهشت است . « 1 » شايد اخبار ديگر ، مختصر اين خبر را بيان كرده‌اند و از بيان اين مطالب ، تاريخ انتشار اين افكار و مفاهيم اخروى و برزخى در ميان مسلمانان صدر اسلام به طور ضمنى معلوم مىشود . ( 1 ) وفات ابى سلمه از جمله حوادث در جمادى الثانى سال چهارم هجرى ، وفات ابى سلمة بن الأسد مخزومى شوهر امّ سلمه بوده است . ( 2 ) واقدى با سندى از فرزندش عمر بن ابى سلمه نقل مىكند كه در جنگ احد ، ابو اسامهء جشمى تيرى بر بازوى ابو سلمه زد و او به مدت يك ماه به مداواى آن پرداخت تا آن كه ظاهرا خوب شد و به دنبال آن در ماه محرم كه مصاف با سى و پنجمين ماه هجرت بود ، رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله او را به قطن فرستاد . وى در حدود ده شبانه روز براى جنگ به خارج از مدينه رفت و هنگامى كه به مدينه بازگشت ، زخمش عود كرد و در اثر آن در سوم جمادى الثانى سال چهارم هجرت فوت كرد « 2 » و در كناره چاه يسيرة در ميان كوى بنى امية بن يزيد غسل داده شد و سپس جنازه‌اش به مدينه منتقل شد و دفن گرديد و به دنبال آن مادرم ( امّ سلمة ) به مدت چهار ماه و ده روز عدّه نگاه داشت . « 3 » ( 3 ) همچنين از امّ سلمه روايت كرده است كه گفت : از ابى سلمه شنيده بودم كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فرموده

--> ( 1 ) . بصائر الدرجات ، ص 71 و از او در بحار الانوار . ( 2 ) . در كتاب مغازى واقدى ، آمده است كه « لثلاث ليال بقين » سه شب به آخر ماه جمادى الثانى ، امّا اين با اتمام عدهء صد و سى روزهء وى و سپس خواستگارى ابو بكر و سپس عمر از او و جواب ردّ وى و اين كه بعدا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از او خواستگارى كرد و پس از قبول در ماه شوّال با وى ازدواج كرد كه توضيح ان خواهد آمد ، انطباق ندارد ، مگر اين كه به جاى كلمهء « بقين » ، كلمه « مضين » را بگذاريم و درست اين است كه « مضين » به « يقين » تحريف يا تصحيف شده است و شايد به همين علّت بعضى از مورخان جمادى الآخر را به جمادى الاولى تبديل كرده‌اند ؛ چنان كه در المنتقى ، ص 128 و از او در بحار الانوار ، ج 20 ، ص 185 آمده است . ( 3 ) . مغازى واقدى ، ج 1 ، ص 343 - 344 . و طبرى ، ج 3 ، ص 164 از كلبى روايت كرده است كه او عمّه زاده و برادر رضاعى پيغمبر بود ، مادرش بتره دختر حضرت عبد المطلّب بود ، آنگاه كه شهيد شد رسول خدا بر او نماز گذارد و نه بار تكبير گفت ، پرسيده شد : فراموش كرديد يا سهوى شد ؟ فرمود : خير نه فراموش كردم و نه سهوى بلكه او بيش از اينها بود .